درگیرِ رزم و جنگیم با دشمنی خیالی دستان و پا شکستیم با چوبِ بیسبالی تاکتیکِ جَکی چان را با کونگ فویِ بروسلی حتّی تَرک نیفتاد بر کوزه ای سفالی دشمن تراشیِ ما با غرب و آمریکایی باشد مدام هر روز بی قطع و اختلالی دندانِ تیز ما را کلِّ جهان شمردند پوسیده بود امّا دندانِ اورجینالی آید زِ بیشه هر شب غرّش زِ یوز و شیران کُرک و پری نمانده حتّی به شیر یالی وقتی که گربه افتاد بر زیرِ خرسِ روسی شد اژدها هویدا بی داد و قیل و قالی نان کیمیاست اینجا ، جان بی بها تر از خس خس چیره بر درخت و گُل لِه شد از بلالی "دلدار " تیره روزی شد سهمِ مردم امّا !!!!! شیخان پیِ عروج اند ، بی هیچ اتصالی #امیراسکندری
نظرات
ارسال یک نظر